تاریخچه پیدایش ماوس (موشواره) Mouse
تاریخچه پیدایش ماوس (موشواره) Mouse
تاریخچه پیدایش ماوس (موشواره) Mouse: ماوس، وسیلهای که با آن از حرکات دست و بازو برای تعامل با صفحه نمایش گرافیکی کامپیوتر استفاده میکنیم، مراحل توسعه بسیار مشخصی را پشت سر گذاشته است.
اولین ماوس توسط داگلاس انگلبارت به عنوان بخشی از یک پروژه تحقیقاتی برای بررسی تعامل انسان و کامپیوتر در موسسه تحقیقاتی استنفورد در منلو پارک، کالیفرنیا در سال ۱۹۶۴ طراحی شد. در ابتدا، ماوس یک جعبه چوبی ساده با دو چرخ در زیر آن با زاویه قائمه بود که به پتانسیومترهایی متصل بودند تا حرکت جعبه روی یک سطح قابل حس باشد، بعلاوه یک دکمه وجود داشت.
اگرچه ماوس یک مفهوم ساده است، اما کار مهندسی ماوسی که به خوبی کار کند آسان نبود. همانطور که امروزه میدانیم، ماوسی که قابل اعتماد نباشد بسیار ناامیدکننده و دردسر ساز است.
پس از شروع قطعی کار با موشواره، ماوس وارد یک دوره ۲۰ ساله اصلاح شد. این فناوری در(Stanford Research Institute International) SRI بیشتر توسعه یافت، جایی که تعداد دکمهها به سه افزایش یافت و از یک توپ زیر ماوس برای انتقال حرکت به چرخها استفاده شد. (این اختراع بیل انگلیش بود که اولین ماوس را نیز در SRI ساخت.)
تاریخچه پیدایش ماوس (موشواره) Mouse: خارج از SRI، مهمترین کاربرد ماوس در آزمایشگاههای زیراکس پالو آلتو بود که در آن از ماوس ۳ دکمهای در سیستم کامپیوتری آلتو استفاده شد که پیشگام بسیاری از جنبههای رابط انسان وکامپیوتر امروزی بود.
اگرچه چندین هزار واحد از ماوس ساخته شد، اما آلتو یک محصول خارجی نبود. برای این منظور، زیراکس کامپیوتر زیراکس استار را معرفی کرد که از یک ماوس ۲ دکمهای استفاده میکرد، اگرچه چندان موفق نبود.
در آن زمان، دستگاههایی غیر از ماوسها وجود داشتند که میتوانستند برای اشاره به صفحه نمایش استفاده شوند. اولین آنها “توپ مسیر” بود، (ترکبال یک وسیله اشارهگر است که دارای یک گوی است که توسط یک سوکت حاوی حسگرهایی برای تشخیص چرخش گوی نگه داشته میشود.
این طراحی به کاربران امکان میدهد حرکت مکاننما را روی صفحه نمایش بدون حرکت دادن کل دستگاه کنترل کنند.) ، یک توپ ثابت که میتوانست در هر جهتی بچرخد. گوی میتوانست برای انجام حرکات ظریف استفاده شود، اما استفاده از ماوس آسانتر است زیرا عضلات جداگانهای را در بازو و انگشتان برای دکمه درگیر میکند.
تاریخچه پیدایش ماوس (موشواره) Mouse: به یک معنا، ماوس با گوی وارونه ترکیبی مناسب است (برخی از ماوسهای مدرن به گونهای تکامل یافتهاند که شامل گوی باشند و هنوز هم گویها فروخته میشوند که برخی از آنها “ماوسهای ثابت” نامیده میشوند.) ابزار رقیب دیگر “قلم نوری” بود که میتوانست برای حس کردن پرتو روی صفحه شطرنجی هنگام “گذر سریع” آن و بنابراین شناسایی مکان یا شیء روی صفحه استفاده شود.
در مقایسه با ماوس، استفاده از این ابزار که شامل حرکت زیاد بازو است، ناخوشایند است. بنابراین واضح بود که از بین این دستگاهها، ماوس بهترین وسیله برای استفاده عمومی است.
معرفی ماوس همچنین به دلیل نیاز به کنترل بسیار زیاد به قدرت رایانهای، با مشکل مواجه شد، این بدان معناست که برای جلوگیری از کند شدن سیستم، به یک رایانه قدرتمند نیاز بود.
بهر حال، تا سال ۱۹۸۳ اهمیت ماوس و سیستمعاملهای WIMP ویندوز، آیکونها، منوها، اشارهگر، به طور گسترده شناخته شده بود. سازمان های کاری «سطح بالا» ماوس و رابطهای گرافیکی از تعدادی از تولیدکنندگان موجود را تهیه می کردند بود، اما برای استفاده شخصی گسترده بسیار گران بودند. شرکت اپل کامپیوتر لیزا را در اوایل سال ۱۹۸۳ معرفی کرد و در اواسط سال عرضه نمود. لیزا عملکرد یک ایستگاه کاری را با هزینه بسیار پایینتر، هرچند با حدود ۱۰۰۰۰ دلار آمریکا، ارائه میداد. مایکروسافت اولین ماوس خود، یک مدل ۲ دکمهای، را در دسامبر ۱۹۸۳ معرفی کرد که برای برنامههای خاصی که بعداً ارائه شدند، استفاده میشد.
سپس سال ۱۹۸۴ فرا رسید! شرکت اپل کامپیوتر مکینتاش خود را معرفی کرد که سیستم عامل رابط کاربری گرافیکی مدرن، از جمله ماوس، را با قیمتی حدود ۲۵۰۰ دلار آمریکا معرفی کرد که به اندازه کافی پایین بود تا بازار جدید خود را به عنوان یک کامپیوتر شخصی ایجاد کند.
تاریخچه پیدایش ماوس (موشواره) Mouse: موسهای لیزا و مکینتاش از نظر طراحی بسیار شبیه به هم بودند. اپل برای توسعه ماوس برای کامپیوترهای خود به شرکتهای خارجی روی آورد .طراحان موفق و استارتآپ ها، بعداً به شرکت طراحی IDEO تبدیل شد.
هدف آنها تولید ماوسی بود که هزینه تولید آن تنها 10 درصد ماوسهای موجود در آن زمان باشد و همچنین مقاوم و قابل اعتماد باشد. طراحی آنها موفقیت بزرگی بود و ماوس مکینتاش اولین ماوسی بود که در مقادیر بسیار زیاد تولید شد.
یکی از ویژگیهای ماوس مکینتاش که بحثبرانگیز تلقی میشد، محدود بودن آن به داشتن فقط یک دکمه بود، این الزام از بالا، از طرف خود استیو جابز مطرح شد. این الزام صرفاً برای کاهش هزینه نبود با دکمههای متعدد این خطر وجود داشت که از ترکیبهای مختلف و ناسازگار دکمهها برای کنترل برنامههای مختلف استفاده شود و داشتن یک دکمه باعث میشد گزینههای کنترل به جای منوها انتخاب شوند و این رویکرد را به رابط انسان وکامپیوتر ارتقا دهند.
بنابراین، در پایان دهه ۸۰ میلادی، سه نژاد اصلی از ماوسها در حال شکوفایی بودند: ماوسهای تک دکمهای با مکینتاش، دو دکمهای با IBM PC و ویندوز، و سه دکمهای (بعضی نوری) با ایستگاههای کاریمختلف بدنیا آمدند. توسعه اصلی فناوری در ماوسها در طول دهه ۱۹۸۰ داخلی بود. اولین ماوسهای ارزان قیمت روی مکینتاش دارای قطعات الکترونیکی محدود و یک رابط موازی بودند که به سادگی دو سیگنال برای هر جهت X و Y و همچنین یک دکمه ارائه میدادند.
با کاهش قیمت ریزپردازندهها، هر ماوس میتوانست رابط مخصوص به خود را داشته باشد و این امر امکان اتصال ماوس به یک گذرگاه با پروتکل ارتباطی و اتصال سریال ساده را فراهم میکرد. در مورد اپل، این گذرگاه رومیزی مکینتاش بود، اما ماوس IBM PS/2 عملکرد مشابهی را ارائه میداد.
تاریخچه پیدایش ماوس (موشواره) Mouse: اگرچه ماوس را طوری حرکت میدهید که گویی حرکت آن به مکاننما روی صفحه نمایش “متصل” شده است، اما ماوس موقعیت خود را به رایانه منتقل نمیکند، بلکه اطلاعاتی در مورد نحوه حرکت خود ارائه میدهد. یک ماوس بسیار ساده مانند ماوس مکینتاش اولیه صرفاً اعلام میکند که یکی از چرخهایش به اندازه یکی از «شکافهای» مشخصشده روی لبه چرخ چرخیده است.
با استفاده از ۴ حسگر، ۲ حسگر برای هر چرخ، و تکنیک «کوادراتور»، کامپیوتر میتواند جهت حرکت هر چرخ را تعیین کند. هر تغییر «شکاف» باید در یک زمان دقیق حس شود تا سرعت حرکت مشخص شود تا نرمافزار بتواند مکاننما را به طور مناسب حرکت دهد (معمولاً حرکت سریعتر ماوس، حرکت مکاننما را به طور متناسب بیشتری فراهم میکند.) کنترل یک ماوس ساده میتواند باری بر دوش کامپیوترهای کوچکتر باشد و اگر هر تغییر «شکاف» از قلم بیفتد، حرکت ماوس را نمیتوان به طور دقیق تعیین کرد. با یک ریزپردازنده داخلی که به کنترل ماوس اختصاص داده شده است، بار بلادرنگ از کامپیوتر برداشته میشود و ماوس میتواند تعداد «شکافهای» حرکت دادهشده در جهتهای X و Y و میزان حرکت را اعلام کند. ماوسهای سادهای مانند ماوسهای اواخر دهه ۱۹۸۰ هنوز در دسترس هستند، اما اکثر ماوسهای مدرن برخی یا هر سه پیشرفت را در خود جای دادهاند.