تاریخچه بازاریابی دیجیتال
تاریخچه بازاریابی دیجیتال
تاریخچه بازاریابی دیجیتال: تصور دنیایی بدون رسانههای اجتماعی دشوار است، اما واقعیت این است که این نیروی عظیم اینترنتی، نیرویی که انقلابها را به راه انداخته، خانوادهها را به هم متصل کرده و میلیاردها دلار درآمد برای برندها در سراسر جهان ایجاد کرده است، جوانتر از آن چیزی است که فکر میکنید.
در واقع، اگر رسانههای اجتماعی برای حضور یک انسان در جامعه نبودند، هنوز باید یک سال صبر میکردند تا به طور قانونی اجازه سفارش یک محصول خاص را داشته باشید.
میبینید، داستان رسانههای اجتماعی و تأثیری که بر صنایع بازاریابی و تبلیغات داشته است واقعاً فقط 20 سال پیش، در سال 1997 آغاز میشود.
تاریخچه بازاریابی دیجیتال: بیایید نگاهی به تکامل شبکههای اجتماعی بیندازیم؛ شاید در طول مسیر، بتوانیم درک کنیم که چگونه از “یک ایده جالب” به “قدرت عظیم بازاریابی” و شکوفایی آن می رسیم.
بذرها کاشته میشوند: 1997 – 2003
تیم برنرز-لی، که به طور گسترده به عنوان “پدر اینترنت” مورد ستایش قرار میگیرد، زمانی گفت: “ایده اصلی وب این بود که باید یک فضای مشارکتی باشد که در آن بتوانید از طریق به اشتراک گذاشتن اطلاعات ارتباط برقرار کنید.”
تاریخچه بازاریابی دیجیتال: در واقع، آنچه که ما اکنون به عنوان «وب جهانگستر» میشناسیم، در ابتدا عمدتاً برای اشتراکگذاری اطلاعات بین دانشگاهیان و آژانسهای حرفهای استفاده میشد. با گسترش و دسترسی گستردهتر این فناوری به رایانههای خانگی در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، مردم شروع به نگاه اجتماعیتر به اینترنت کردند. اگر همه از آن استفاده میکردند، آیا نمیتوانستند برای اتصال همه به یکدیگر استفاده شوند؟
تاریخچه بازاریابی دیجیتال: این تفکر منجر به تولد اولین شبکه اجتماعی واقعی، معروف به Six Degrees، شد. این سرویس که در سال ۱۹۹۷ راهاندازی شد و بر اساس مفهوم «شش درجه جدایی» بنا شده بود، به کاربران اجازه میداد دیگران را به پیوستن به لیست دوستان و خانواده خود در سایت و خارج از سایت دعوت کنند.
مخاطبین را میتوان بر اساس درجه اول، دوم و سوم مرتب کرد و به هر کاربر اجازه داد تا ببیند چگونه با هر کاربر دیگر در سایت ارتباط برقرار کرده و پیام ارسال میکند یا بهروزرسانیهای تابلوی اعلانات را ارسال میکند.
بعد از آن، Friendster و My Space آمدند. این دو شبکه که به ترتیب در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ راهاندازی شدند، ایده اشتراکگذاری محتوا بین ارتباطات را حتی بیشتر تقویت کردند، عمدتاً با تأکید بر پروفایل شخصی قابل تنظیم، که به کاربران اجازه میداد هویت خود را برای اولین بار واقعاً آنلاین کنند.
لینکدین نیز در همان زمان به وجود آمد؛ این غول شبکههای تجاری اولین بار در سال ۲۰۰۳ راهاندازی شد و به «شبکهسازی» که همیشه قبل یا بعد از کار انجام میشد، اجازه داد تا برای اولین بار به صورت آنلاین مهاجرت کند.
بیشتر این سایتها آمده و رفتهاند (به استثنای لینکدین)!
تاریخچه بازاریابی دیجیتال: انفجار رسانههای اجتماعی: ۲۰۰۴ – ۲۰۱۰
بیشتر شبکههای اجتماعی که امروزه بر زندگی ما تسلط دارند، همگی در اواسط دهه ۲۰۱۰ ظهور کردند: به عنوان مثال، فیسبوک در سال ۲۰۰۴ راهاندازی شد و تنها در ده ماه به یک میلیون کاربر رسید. سرویس میکروبلاگینگ الهام گرفته از پیامک توییتر در سال ۲۰۰۶ تأسیس شد و هشتگ را در سال ۲۰۰۷ معرفی کرد.
سایت اجتماعی اسکرپبوکینگ پینترست اولین بار در سال ۲۰۰۹ ایدهپردازی شد، در حالی که اینستاگرام در سال ۲۰۱۰ راهاندازی شد (و اولین میلیون کاربر خود را به دست آورد)، قبل از اینکه در سال ۲۰۱۲ توسط فیسبوک خریداری شود.
این دوره شش ساله بدون شک مهمترین دوره در تاریخ رسانههای اجتماعی است، نه تنها به خاطر تعداد زیاد شبکههای راهاندازی شده در این دوره، بلکه به خاطر دستاوردهای هر یک از آنها نیز قابل توجه است.
از آنجایی که این سایتها برای کاربران و درآمد با هم رقابت میکردند (یا همکاری میکردند، یا یکدیگر را میخریدند)، به شکلگیری برگشتناپذیر چشمانداز دیجیتال به شکلی که امروز در آن زندگی میکنیم، کمک کردند.
برای شروع، در این دوره شاهد راهاندازی نسخه موبایل فیسبوک (حدود ۲۰۰۶) و برنامه آیفون (حدود ۲۰۰۸) بودیم. در همین حال، توییتر تحت تأثیر ظهور فرهنگ پیامک قرار گرفت و اینستاگرام برای یک تجربه موبایل محور طراحی شد. در مجموع، میتوانیم گسترش رسانههای اجتماعی به دستگاههای تلفن همراه را به عنوان محصول جانبی تغییر فرهنگی ما به تلفنهای هوشمند و تبلتها در این دوره در نظر بگیریم.
امروزه، بخش عمدهای از استفاده آنلاین ما در واقع از طریق دستگاههای تلفن همراه انجام میشود و نمیتوان به راحتی بیان کرد که این رونق عظیم تلفن همراه به لطف محبوبیت روزافزون رسانههای اجتماعی چقدر فرهنگ ما را برای همیشه تغییر داده است. به عنوان مثال چند نفر از شما در حال حاضر این مطلب را با تلفن هوشمند میخوانید؟
این دوره همچنین نقطه عطفی بزرگ در فاصله گرفتن از شبکههای اجتماعی گذشته بود. در حالی که اولین پلتفرمها تمام تأکید خود را بر افراد قرار داده بودند، شبکههای اجتماعی اواسط دهه ۲۰۰۰ در استفاده از پلتفرمهای خود برای ارتباط افراد با برندها، به موفقیت دست یافتند.
به ویژه، فیسبوک، پیشگام سوق دادن بازاریابان به سمت شبکههای اجتماعی بود؛ این شرکت اولین پلتفرم تبلیغات سلف سرویس و صفحات برند خود را در سال ۲۰۰۷ راهاندازی کرد و به این شبکه اجازه داد تا در عرض یک سال به ۱۵۰ میلیون دلار درآمد تبلیغاتی برسد.
شبکههای دیگر نیز از این روند پیروی کردند و توییتر در سال ۲۰۱۰ محتوای تبلیغاتی و حسابهای کاربری خود را راهاندازی کرد. اما هیچ رقیبی واقعاً نتوانست فیسبوک را که هنوز بزرگترین نوآوریهای بازاریابی خود را در چنته داشت، متزلزل کند.
تاریخچه بازاریابی دیجیتال:تاریخچه بازاریابی دیجیتال از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا اوایل دهه ۱۹۹۰: مبانی پیش از اینترنت
قبل از اینکه وب جهانی به جریان اصلی تبدیل شود، بازاریابی دیجیتال به شکل اولیه از طریق پلتفرمهایی مانند Quantum Link (که بعدها با نام AOL شناخته شد) و CompuServe وجود داشت که خدمات ایمیل و تابلوی اعلانات را برای تبلیغات ارائه میدادند. این خدمات زمینه را برای جوامع آنلاین و تبلیغات فراهم کردند.
۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴: وب عمومی میشود.
با راهاندازی عمومی وب جهانی در سال ۱۹۹۱، مشاغل شروع به دیدن پتانسیل اینترنت برای فعالیتهای بازاریابی گستردهتر کردند. اولین وبسایت در سال ۱۹۹۱ توسط تیم برنرز-لی ایجاد شد و تا سال ۱۹۹۳، اولین مرورگر وب، Mosaic، منتشر شد و اینترنت را برای عموم و مشاغل به طور یکسان در دسترستر کرد.
۱۹۹۴ تا ۲۰۰۰: رونق دات کام
در اواسط تا اواخر دهه ۱۹۹۰، رونق دات کام رخ داد که منجر به افزایش سریع کاربران اینترنت و تکثیر وبسایتها شد. در سال ۱۹۹۴، هاتوایر، اولین مجله اینترنتی تجاری، اولین بنرهای تبلیغاتی را به چندین حامی مالی شرکتی فروخت و این آغاز تبلیغات نمایشی بود. در این مدت، مفهوم سئو نیز شروع به شکلگیری کرد، زیرا مشاغل با هدف بهبود رتبهبندی خود در موتورهای جستجوی اولیه مانند آلتاویستا و اینفوسیک تلاش میکردند.
اواخر دهه ۱۹۹۰: ظهور موتورهای جستجو و سئو
در اواخر دهه ۱۹۹۰، موتورهای جستجویی مانند یاهو و گوگل ظهور کردند و انقلابی در نحوه فهرستبندی و بازیابی اطلاعات ایجاد کردند. در نتیجه، بهینهسازی موتور جستجو با هدف افزایش دیده شدن در رتبهبندی موتورهای جستجو پدیدار شد. بهروزرسانیهای الگوریتم گوگل شروع به شکلدهی استراتژیهای محتوای آنلاین کرد و ارتباط و کیفیت را در اولویت قرار داد.
اوایل دهه ۲۰۰۰: ظهور رسانههای اجتماعی و بازاریابی محتوا
در اوایل دهه ۲۰۰۰، پلتفرمهای رسانههای اجتماعی مانند مای اسپیس، لینکدین و متعاقباً فیسبوک و توییتر شروع به شکوفایی کردند و فرصتهای جدیدی را برای بازاریابی دیجیتال ایجاد کردند. شرکتها شروع به بهرهبرداری از این کانالها برای فعالیتهای تبلیغاتی کردند که به گسترش بازاریابی رسانههای اجتماعی کمک کرد. همزمان، بازاریابی محتوا اهمیت بیشتری پیدا کرد زیرا شرکتها بر تولید محتوای جذاب و مرتبط برای جذب و تعامل با مخاطبان خود تمرکز کردند.
اواسط دهه ۲۰۰۰ به بعد: بازاریابی موبایل و ویدیو
گسترش گوشیهای هوشمند و اینترنت پرسرعت منجر به ظهور بازاریابی موبایل و محتوای ویدیویی شد. پلتفرمهایی مانند یوتیوب برای استراتژیهای بازاریابی دیجیتال اهمیت پیدا کردند و بر اهمیت چندرسانهای در جذب مخاطبان آنلاین تأکید کردند.
دهه ۲۰۱۰: عصر ادغام و شخصیسازی
بازاریابی موبایل، با فراگیر شدن گوشیهای هوشمند، بازاریابی موبایل به عنوان یک استراتژی تجاری حیاتی ظهور کرد. شرکتها با توجه به روند رو به رشد استفاده از اینترنت در حال حرکت، شروع به بهینهسازی وبسایتها و محتوای خود برای دستگاههای تلفن همراه کردند. توسعه اپلیکیشنهای موبایل نیز با تمرکز بر افزایش تعامل کاربر و ارائه یک تجربه کاربری ساده، به یک اولویت تبدیل شد.
سئو پیشرفته
دهه ۲۰۱۰ شاهد پیشرفتهای چشمگیری در بهینهسازی موتور جستجو بود که عمدتاً ناشی از بهروزرسانیهای عمده گوگل، مانند الگوریتمهای پاندا (۲۰۱۱) و پنگوئن (۲۰۱۲) بود. این بهروزرسانیها محتوای با کیفیت بالا و پروفایلهای لینک معتبر را در اولویت قرار دادند و کسبوکارها را مجبور کردند تا شیوههای سئو خود را اصلاح کنند. هدف، ارائه محتوای مرتبطتر و ارزشمندتر به کاربران بود که با هدف موتورهای جستجو برای بهبود تجربه جستجو همسو باشد.